![]() |
عشقمیخوام بیام پابوس چشمات شاید که کم شه کابوس چشمات |
![]() |
آرشیو مطالب |
![]() |
تماس با مدیریت وبلاگ |
![]() |
صفحه نخست |
![]() |
![]() بدت نیاد عوض شدی آدم سابق نیستی
مثل دیروز مثل پارسال دیگه عاشق نیستی
RSS طراح قالب |
عشق یعنی گم شدن در کوی دوست عشق یعنی هر چه در دل آرزوست عشق یعنی یک تیمم یک نماز عشق یعنی عالمی راز و نیاز عشق یعنی یک تبسم یک نگاه عشق یعنی تکیه گاه و جان پناه عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن عشق یعنی همچو من شیدا شدن عشق یعنی قطره و در یا شدن عشق یعنی پیش محبوبت بمیر عشق یعنی از رضایش عمر گیر عشق یعنی زندگی را بندگی عشق یعنی بندگی آزادگي
![]()
از تو ميپرسم دوست چه خبر از دل من ؟ كه تو بهتر داني كه چه كردي با من
تو شكيبا بي شكيبم كردي
بنگر آنقدر غريبم كردي
كه شبي از شبها من غريبانه ترين شعر زمين را گفتم
باز هم مي گويم انتظارم روزي مي ستاند پايان
باز هم مي گويي ، جاي پاي اميد
مژده پاياني نيك باشد شايد
باز هم مي گويي ،كه همين ها بايد
باز هم مي گويي كه نباشد حرف من از براي گفتن و نباشد هر جا از براي رفتن
انجمادم را باز متهم مي سازي
مجمر صبر دل تا لبالب پرشد
اين تلاطم آخر سر به طغيان بگذاشت و خروشم از ركودم پرسيد
توچرا مدتهاست هيچ پيدايت نيست؟
و من از تو مي پرسم اي دوست
از تو اي دغدغه ساز
از تو اي شور افكن
تو چه كردي با من ؟
تو چه كردي با من
كه غريبانه ترين شعر زمين را گفتم
![]() I'm so tired of being here
فرسوده ام از ماندن Suppressed by all my childish fears محصور در تمام ترسهاي کودکي ايم And if you have to leave و اگر اراده اي بر اين قرار گرفته که مرا ترک کني I wish that you would just leave آرزو دارم به تمامي مي رفتي 'Cause your presence still lingers here زيرا سايه سنگين حضورت هنوز اينجاست And it won't leave me alone و مرا تنها نمي گذارد These wounds won't seem to heal مي نمايد اين زخمها نمي خواهند درمان شوند This pain is just too real اين درد بيش از اندازه حقيقي است There's just too much that time cannot erase و چيزهاي بسياري است که زمان التيام نمي بخشد When you cried I'd wipe away all of your tears آن زمان که مي گريستي اشکهايت را از گونه مي زدودم When you'd scream I'd fight away all of your fears آن زمان که فرياد ميزدي با تمام ترسهايت نبرد مي کردم And I held your hand through all of these years و در تمامي اين سالها ديگر دستانت در دستم نيست But you still have اما تو هنوز مالک All of me تمام وجود مني You used to captivate me عادت داشتي فريبم دهي By your resonating life با نور درخشانت Now I'm bound by the life you've left behind اما اکنون من اسير زندگي به جاي مانده از تو هستم Your face it haunts اين چهره توست که شکار ميکند My once pleasant dreams هر شب روياهاي شيرينم را Your voice it chased away اين صداي توست که از من مي گريزاند All the sanity in me تمامي عقلانيتم را These wounds won't seem to heal مي نمايد اين زخمها نمي خواهند درمان شوند This pain is just too real اين درد بيش از اندازه حقيقي است There's just too much that time cannot erase و چيزهاي بسياري است که زمان التيام نمي بخشد When you cried I'd wipe away all of your tears آن زمان که مي گريستي اشکهايت را از گونه مي زدودم When you'd scream I'd fight away all of your fears آن زمان که فرياد ميزدي با تمام ترسهايت نبرد مي کردم And I held your hand through all of these years و در تمامي اين سالها ديگر دستانت در دستم نيست But you still have اما تو هنوز مالک All of me تمام وجود مني اینم یدون e-card دیگه
سلام اینا آدرس دوتا e-card http://new.iranupload.net/video/view.php?video=106511f8a71cbce54e7ccc4c7eec3555
http://new.iranupload.net/video/view.php?video=99672b221d09e3a42770c48c0e39678c |