تبليغاتX
عشق

عشق

میخوام بیام پابوس چشمات شاید که کم شه کابوس چشمات

آرشیو مطالب   تماس با مدیریت وبلاگ   صفحه نخست  


عشق

 

عشق یعنی گم شدن در کوی دوست عشق یعنی هر چه در دل آرزوست عشق یعنی یک تیمم یک نماز عشق یعنی عالمی راز و نیاز عشق یعنی یک تبسم یک نگاه عشق یعنی تکیه گاه و جان پناه عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن عشق یعنی همچو من شیدا شدن عشق یعنی قطره و در یا شدن عشق یعنی پیش محبوبت بمیر عشق یعنی از رضایش عمر گیر عشق یعنی زندگی را بندگی عشق یعنی بندگی آزادگي

 




تصویر




از تو ميپرسم دوست

از تو ميپرسم دوست

 
 
 
چه خبر از دل من ؟ كه تو بهتر داني كه چه كردي با من
 
تو شكيبا بي شكيبم كردي
 
بنگر آنقدر غريبم كردي
كه شبي از شبها من غريبانه ترين شعر زمين را گفتم
 
باز هم مي گويم انتظارم روزي مي ستاند پايان
 
باز هم مي گويي ، جاي پاي اميد
مژده پاياني نيك باشد شايد
 
باز هم مي گويي ،‌كه همين ها بايد
 
باز هم مي گويي كه نباشد حرف من از براي گفتن و نباشد هر جا از براي رفتن
 
انجمادم را باز متهم مي سازي
 
مجمر صبر دل تا لبالب پرشد
اين تلاطم آخر سر به طغيان بگذاشت و خروشم از ركودم پرسيد
توچرا مدتهاست هيچ پيدايت نيست؟
 
و من از تو مي پرسم اي دوست
از تو اي دغدغه ساز
از تو اي شور افكن
 
تو چه كردي با من ؟
 
تو چه كردي با من
كه غريبانه ترين شعر زمين را گفتم

 




×××××

 
I'm so tired of being here
فرسوده ام از ماندن
Suppressed by all my childish fears
محصور در تمام ترسهاي کودکي ايم
And if you have to leave
و اگر اراده اي بر اين قرار گرفته که مرا ترک کني
I wish that you would just leave
آرزو دارم به تمامي مي رفتي
'Cause your presence still lingers here
زيرا سايه سنگين حضورت هنوز اينجاست
And it won't leave me alone
و مرا تنها نمي گذارد
 These wounds won't seem to heal
مي نمايد اين زخمها نمي خواهند درمان شوند
This pain is just too real
اين درد بيش از اندازه حقيقي است
There's just too much that time cannot erase
و چيزهاي بسياري است که زمان التيام نمي بخشد
When you cried I'd wipe away all of your tears
آن زمان که مي گريستي اشکهايت را از گونه مي زدودم
When you'd scream I'd fight away all of your fears
آن زمان که فرياد ميزدي با تمام ترسهايت نبرد مي کردم
And I held your hand through all of these years
و در تمامي اين سالها ديگر دستانت در دستم نيست
But you still have
اما تو هنوز مالک
All of me
تمام وجود مني
You used to captivate me
عادت داشتي فريبم دهي
By your resonating life
با نور درخشانت
Now I'm bound by the life you've left behind
اما اکنون من اسير زندگي به جاي مانده از تو هستم
Your face it haunts
اين چهره توست که شکار ميکند 
My once pleasant dreams
هر شب روياهاي شيرينم را
Your voice it chased away
اين صداي توست که از من مي گريزاند
All the sanity in me
تمامي عقلانيتم را
These wounds won't seem to heal
مي نمايد اين زخمها نمي خواهند درمان شوند
This pain is just too real
اين درد بيش از اندازه حقيقي است
There's just too much that time cannot erase
و چيزهاي بسياري است که زمان التيام نمي بخشد
When you cried I'd wipe away all of your tears
آن زمان که مي گريستي اشکهايت را از گونه مي زدودم
When you'd scream I'd fight away all of your fears
آن زمان که فرياد ميزدي با تمام ترسهايت نبرد مي کردم
And I held your hand through all of these years
و در تمامي اين سالها ديگر دستانت در دستم نيست
But you still have
اما تو هنوز مالک
All of me
تمام وجود مني

اینم یدون e-card دیگه




e-card

سلام

اینا آدرس دوتا e-card

http://new.iranupload.net/video/view.php?video=106511f8a71cbce54e7ccc4c7eec3555

 

http://new.iranupload.net/video/view.php?video=99672b221d09e3a42770c48c0e39678c