تبليغاتX
عشق - سرما

عشق

میخوام بیام پابوس چشمات شاید که کم شه کابوس چشمات

آرشیو مطالب   تماس با مدیریت وبلاگ   صفحه نخست  


سرما

صدايم در نمي آيد, سکوتم سر نمي آيد
نماي روز تاريکيست ,نوري در نمي آيد


هواي سرد مه آلود بي خورشيد
در اين سرماي جان سوز چرا برفي نمي آيد


شايد اين برف سفيد کفن پوشاند
مرده ي بي روحي که نوايش هم نمي ماند


راه ورسميست غلط راه دگر ها همه جمع
 مه سرخوش قدرتي داردکه نوري به چشمانم نمي آيد


کاشکي حبابي بودم رها ودر امان از سرما
ولي افسوس که آن دم صدايم در نمي آيد

(محمد-ن)  ۱/۱۰/۸۷